تبلیغات
آثار سعید خاوری نژاد - پیکرتراشی در زمان حاضر

آثار سعید خاوری نژاد

مترجم، محقق است

 

پیکرتراشی در زمان حاضر

 




این کتاب در 269 صفحه اثری از آنا موشینسکا نویسنده و متصدی هنری است که در 2012 منتشر شد و به پیکرتراشی در سیمای امروزین آن می نگرد و در صدد آن است تا طیف وسیعی از آثار را بر اساس مضامین رایجی از قبیل «بدن»، امر «روزمره»، «نور و صوت»، «طبیعت و بوم شناسی»، «طراحی شدن و دست ساز بودن»، «چینشی بودن» و «استقرار»، معرفی و بررسی کند.




فهرست مطالب


پیشگفتار مترجم

 

مقدمه

 

فصل اول: بدن

ریخته گری ها و جایگزین های بدن

بدن خوار

بدن غایب

بدن های تغییر شکل یافته

 

فصل دوم: روزمره

آماده

ترکیبی

خرت و پرت

موقتی

 

فصل سوم: نور و صوت

نور

صوت

پیکرتراشی تصویر متحرک

 

فصل چهارم: طبیعت و بوم شناسی

فناوری زیستی

تاکسیدرمی

حیات گیاهی

بوم شناسی

 

فصل پنجم: طراحی و دست ساز

معماری و مدل معمارانه

محیط طراحی شده

مدرنیسم جدید

اشیاء طراحی شده

دست ساز

 

فصل ششم: چیدمان

مهاجمان فضایی

انباشته ها و آویخته ها

جو و حسی

صحنه تماشایی یا محیط صحنه سازی شده

دغدغه های سیاسی و اجتماعی

 

فصل هفتم: استقرار در محوطه ها

پیکرتراشی عمومی

یادمان ها و ضد یادمان ها

باغ مجسمه ها و پروژه های شهری

نهاد

شگردهای جایگزین یا مخالف

پیروزی پیکرتراشی

 

مطالعه بیشتر




پیشگفتار کتاب

با بررسی مجسمه و پیکره (در تعریفی وسیع) از حیث «کارکرد»، «مصالح»، «سبک» و «مخاطب» می توان نکاتی چند را برشمرد که در درک تغییرات شکلی و ماهوی در این رشته تأثیرگذار هستند: ابتدا این که «مجسمه سازی» در گذر زمان، از دوران ابتدایی حیات بشر و اقوام بدوی در پیش از تاریخ گرفته تا تمدن های باستانی و همچنین قرون وسطی، اغلب ترکیبی از کارکرد «آیینی ـ مذهبی، تزئینی، یادمانی  و یا مکمل معماری» داشت. از دوران رنسانس  به بعد، با استقلال یافتن، به طور چشمگیرتری در صدد آفرینش هنری و خلق ارزش های «زیبایی شناختی» برآمد و با استفاده از «مصالح سنتی» نظیر سنگ، چوب، فلز، گچ، گل و نظیر آن به این هدف نائل گردید. مورد دیگر این که بخش اعظم پیکرتراشی به موازات سایر شاخه های هنرهای تجسمی از قبیل نقاشی، محتوی سبک ها و سنت های هنری عمده ای است که هر یک «چند دهه یا قرن» بر عرصه هنری تسلط داشته و به سبک و سنت رایج در کشور یا منطقه یا مناطقی خاص تبدیل شدند. تا این زمان، رابطه مخاطب با پیکره در سطح «تماشاگر» صرف بود.
با ظهور مدرنیسم در هنر و سپس ظهور هنر معاصر و به همراه آن، تحولات گسترده ای که در مصالح و کاربرد مواد هنری صورت پذیرفت، با گونه های جدیدی از نگرش در قبال این رشته روبرو شدیم که صرف نظر از چیدمان ، در تعریفی گسترده تر عنوان «پیکرتراشی» یا به عبارت دقیق تر پیکره سازی را می گیرد. این امر باعث شد پیکرتراشی جدید که از مدت ها پیش به عنوان رشته ای مستقل به رسمیت شناخته می شد، به شیوه هایی شامل اقتباس، آماده سازی، سرهم بندی و نظیر آن رو آورد که در مجسمه سازی قدیم یافته نمی شد و از حیث کارکرد، فراتر از بازنمایی صرف و در بسیاری از موارد به طور غیر مستقیم تر، بیش از گذشته در صدد «انتقال پیام» از طریق ارائه آثاری باشد که فکر را به سمت هدف یا احساسی خاص در رابطه با مسأله ای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره هدایت می کنند. پیکرتراشی ضمن تحولی در کارکرد خود، به موازات پیشرفت و رشد فناوری، از «مصالح جدیدی» استفاده کرد که در دسترس مجسمه سازی قدیم نبود: انواع لاستیک ها، پلاستیک ها، رزین ها  و ده ها ماده مصنوعی دیگر با طول عمر و دوام مختلف که تجربه ای جدید از ساخت پیکره ارائه می کرد. همچنین به این فهرست می توان مصالحی از قبیل خود بدن، نور، صوت، خوراکی ها، مواد حیوانی، گیاهی، معدنی و سایر مصالحی که در گذشته نامتعارف و غیر قابل پذیرش بودند را افزود. در مورد سبک نیز در یک سیر تاریخی خطی و با نزدیک شدن به دوران مدرن و سپس معاصر، با تضعیف سنت پیروی از سبک یا سبک های غالب روبرو شده و می توان شاهد تحولی اساسی در مسیری بود که پیکرتراشان در سراسر جهان دنبال کرده اند. به بیان ساده، با آغاز مدرنیسم و گذر از رویه های هنری گذشته، به ویژه در هنر معاصر و با سیر در هنر زمان اخیر، می توان درک کرد که پیکرتراشی امروزه نه دنباله ای از سبکی رایج بلکه دستخوش «تکثری وسیع در سبک ها و شیوه ها» در آفرینش هنری است که آن را با انبوهی از رویکردها مواجه کرده است. امروزه پیکرتراشان به طور عمده خود را به سبکی خاص مقید نمی دانند و از این رو به تعبیری غیر سختگیرانه شاید بتوان گفت که به سبب پذیرش استقلال سبکی، به تعداد این هنرمندان، شیوه و سبک وجود دارد. همچنین آثار هنری این رشته، در گسستی از سنت ارتباط میان اثر ـ مخاطب که در قرون گذشته رایج بود و بر اساس آن، پیکره اثری بود که به طور صرف پیش روی مخاطب قرار می گرفت، اینک در بسیاری از موارد مخاطب را به «مشارکت و گاه معنا دادن» به خود دعوت می کردند.
چهار محور فوق که مجسمه سازی قدیم و پیکرتراشی جدید بر اساس آنان از یکدیگر جدا می شوند، تحولات صورت پذیرفته در این رشته در گذر زمان را به خوبی روشن می کند. نکته حاصل از این بحث، بر پیچیدگی مواجهه با پیکرتراشی جدید و درک آن دلالت می کند و از این رو موجب دشواری دسته بندی و جمع بندی ماحصل تلاش های هنری در دوره جدید شده و باعث می شود به این فکر بیفتیم که بر خلاف سنت سبک محور خطی تاریخ هنری که در بهترین حالت شاید بتواند تا دهه های 1990 ـ 1980 م. ادامه یابد، باید بخش جدیدتر هنر معاصر در زمان اخیر، به ویژه در دو یا سه دهه گذشته، را بر اساس «مضامین» عمده مشترکی مورد بررسی قرار داد. به طور حتم بسیاری از آثار قرار گیرنده در سبک های مختلف، با توجه به همین مضامین ساخته شده و در آن با یکدیگر اشتراک دارند. بنابراین به جای دنبال کردن رد سبک هایی که ریشه در هنر مدرن دارند و در بسیاری از آثار پیکرتراشانه اخیر به چشم می خورند، باید به موضوعات و مضامینی توجه کرد که بسیاری را مشغول به خود کرده و موجبات خلق پیکره هایی در سبک ها و شیوه های مختلف را فراهم می آورد. 
نویسنده اثر حاضر نیز چنین تصمیمی دارد و در صدد آن است تا طیف وسیعی از آثار مختلف هنر جدید را بر اساس مضامین رایجی از قبیل «بدن»، امر «روزمره»، «نور و صوت»، «طبیعت و بوم شناسی»، «طراحی شدن و دست ساز بودن»، «چینشی بودن» و «استقرار»، معرفی و بررسی کند. البته هر نویسنده می تواند پیکرتراشی را از مجرای مضامین مختلفی مورد بررسی قرار دهد اما باید در نظر داشت که تلاشی که در این جا صورت می گیرد به معنای ارائه دسته بندی جامعی از آثار ارائه شده در دهه های اخیر نخواهد بود. به این صورت هنرمندان بسیاری معرفی شده و شماری از آثار منتخب و چشمگیر ایشان مورد توجه قرار می گیرد و ماحصل ارزیابی آن به خواننده ارائه می شود. آثار گاه در بستر تحولات سیاسی ـ اجتماعی و یا سنت و ذائقه هنری جامعه میزبان خود نقد و تحلیل می شوند و شرایط فرهنگی ـ هنری روز نیز در ارزیابی بسیاری از آفرینشات هنری مورد توجه قرار خواهد گرفت.





تصاویری از داخل کتاب